گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس.
به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های این ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشه!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

تلخ ترین روز بیمارستانیم...

سه شنبه, ۴ مهر ۱۳۹۶، ۰۴:۵۴ ب.ظ
کاش میتونستم با جزئیات بنویسم...از زنی که شوهرش jealous delusion(هذیان حسادت)داشت و مدام فکر میکرد زنش داره بهش خیانت میکنه و چه رنجی میکشید این زن که میگفت حین رابطه ی جنسی وقتی چشامُ میبندم میگه داری به کی فکر میکنی????
فقط خدا میدونه این زن از دست شوهر روان پریشش که دیر ارضا میشه چی میکشیده که وقتی دکتر ازش خواست توضیح بده زد زیر گریه و گفت شوهرم بعد سه ساعت رابطه هم ارضا نمیشه و من تحت فشارم...اشک میریخت و میگفت مگه من حیوونم?...زار میزد و میگفت از شدت فشار بواسیرم زده بیرون...
این زن روستایی تحت خشونت جنسیه و کاری ازش بر نمیاد...همسرش روان پریشه و طبیعیه که نمیپذیره بیماره و زیر بار درمان نمیره...تو محیط سنتی زندگی میکنه که طلاق رو وحشتناک ترین اتفاق دنیا میدونن و مطلقه بودن یه جور فحشه...و خانواده ای که با لباس سفید فرستادنش خونه ی شوهر و گفتن جز با کفن سفید برنگردی!
خدا میدونه چی میکشه این زن سرپرست خانوار،با مرد دچار هذیانی که الکل مصرف میکنه،دیر ارضا میشه و واسه هیچ چیزی حاضر به مصرف دارو نیست و میگه من سالمم....چیکار میکنه این زن با این همه مشکل که تازه مادر دوتا دوقلوی سه ساله ست?

خدایا چه دلی داری تو?خدایا دلم،قلبم،وجودم داره از امروز صبح میسوزه و آروم نمیشه کجایی تو آخه?دیدن درد بنده هات از اون بالا جذابتره?
۹۶/۰۷/۰۴
life around me