گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس.
به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های این ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشه!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

یه سوزن به خودم!

جمعه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۶، ۱۰:۲۶ ب.ظ

همین امروز به مُشکلی برخوردم که حسابی به همم ریخت.فکرم مدام مشغول بود و نمیدونستم چکار کنم تا گره از کارم باز بشه...

یادم افتاد به چند روز قبل که سر همین ماجرا خوب کسی رو نخواستم و حالا شک ندارم که این شکست از قلب خودم منشا گرفت...خوشحالم بابت تلنگری که معتقدم خدا بهم زده و خوبه که اقلا همیشه یادم باشه نتیجه ی نیت های قلبی آدم به خودش برمیگرده.

۹۶/۰۶/۳۱
life around me