گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس.
به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های این ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشه!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

از رنجی هایی که میبریم!

دوشنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۳۵ ب.ظ

هرچه بیشتر از روانپزشکی میخونم بیشتر متوجه آدمها با درجات مختلف مشکلات روانی میشم که اطرافم هستن و البته یکیشون هم خودم!!...خب هر درجه از این علائم بیماری محسوب نمیشه و حتی گاهی درجات کمی از این علائم لازم هست تا آدم به کارهای روزمره اش برسه...مثلا سطح منطقی از استرس برای برانگیختن دانشجو به درس خوندن لازمه اما بیشتر شدنش اختلال محسوب میشه...

اما خب مسئله ای که از نظر من هر درجه اش بیماری محسوب میشه،"میل به آزردن دیگرانه"و با شنیدن این عبارت اولین اسمهایی که به ذهنم میاد،اسم معلم های پرورشی راهنمایی و دبیرستانم هست که ما بچه های معصوم از دنیا بیخبر که نهایت گناه مون شاید پچ پچ پشت سر معلم ها بود رو مینشوندن جلوی تلویزیون و برامون سی دی سیاحت غرب پخش میکردن...

ما با ترس و وحشت از کارگاه آی تی مدرسه خارج میشدیم و سالها با عذاب وجدان زندگی میکردیم...هر بار بعد دیدن اون تصاویر،خودم رو در حد یک فاحشه،یک دزد اختلاس کار،یک قاتل و مجرم بالفطره میدونستم و سالها با این حس شرم زندگی کردم...

قطعا تمام اون انسانهای خوب و نیکوکار باید تحت درمان دارویی و همینطور مشاوره ای قرار بگیرن تا دیگه به اسم امر به معروف و نهی از منکر،بچه های 12_13ساله رو آزار ندن و یک گوشه با لبخند رضایت به لب ننشینن و از دیدن آثار وحشت تو چهره های اون بچه ها احساس لذت نکنن!

۹۶/۰۶/۲۷
life around me

نظرات  (۱۸)

خدا رو شکر که معلم های پرورشی ما  طور نبودند فقط یه جزوه می گفتند می نوشتیم از روی اونم امتحان می گرفتند:)
پاسخ:
شما خیلی لاکچری بودین بابا:)

من ندیدمش هیچوقت فقط یکی دیدم که گفتن این اصلیش نیست و وحشتناک نیست چون من اونموقع خیلی از جن میترسیدم (الان از تموم شدن حجم نت :))

ای کاش تربیت بچه ها چه پسر چ دختر بر اساس انسانیت میبود این خودش همه مشکلاتو حل میکنه از نظرم


پاسخ:
واسه اون سن اصلا مناسب نیست...بخاطر حس ترسناکی که از خدا تو ذهن میاره...
من اولین بارم نه سالم بود دیدم..البت یادمه پارسالش بچه های فامیل دورهم نشستن دیدن من ودخترعمم چون بچه بودیم نذاشتن ببینیم وهی تعریف میکردن جات خالی...
منم سال بعدش ک نه سالم بود رفتم خونه دوستم..خونه رو خالی کردیم با چهارتا از دوستام بعنوان فیلم ترسناک دیدیم...کلا خوره فیلم ترسناک داشتم..هیچی دیه روسریم ازسرم نمیوفتاد ازترس:-!
بعدش باز یبارم یادم نیس خونه کی تو چهارده سالگی دیدم..ولی چون تکراری بود سرگرم کننده بود تاترسناک...
یادمه مسولشم گفته بود تواین فیلم یکم پیاز داغ بعضی چیزارو زیادکردیم...
کلا بچه روانی بودم من معتادفیلم ترسناک بود اونم با پسرعمم بشدت پیگیر فیلمهای بروز هم بودیم...الان یه چندسالی هس ک حوصله فیلم ترسناک ندارم...روانم خیلی اروم تره..درحد تفریح بدنیس اما افراطیش خیلی رو ذهنم تاثیرداشت..
واینکه دیدن عکس وفیلم ترسناک کلا گناهه چرا اخوندا اینجوری دارن گناه واسه مردم مینویسن؟خعلی جالبه خخخخخ
پاسخ:
تو خود آزاری داشتی دیگه:))

من بمیرم فیلم ترسناک نمیبینم...چون اگه مجبور باشم تنها بمونم خونه خیلی میترسم دیگه!

+واقعا گناهه?نمیدونستم
۲۸ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۵۶ خورشید جاودان
خدا رو شکر که تعریف من از نیکوکار و ادم نیکوکار و.... رو کسی عوض کرد که بی دین بود 
باعث شد از پوسته ای که به اجبار برام ساخته بودن خارج بشم و دین و دینداری رو از بالا ببینم خب ایشون تصمیم گرفتن کلا قید دین رو بزنن من ترجیح دادم اصلاحاتی توش به وجود بیارم و دین خودمو داشته باشم حالا خدای من مهربونتر از اون  خدایی که همیشه مشغول تنبیه ادماس یعنی خدایی که بهشت و جهنم داره خدای من نیست 
و اسلام منم اسلام خودمه یعنی خودم کشفش کردم و با اسلامی که اذان تو گوش میگن و طرف مسلمون میشه زمین تا اسمون فرق داره 

پاسخ:
خب یه سری اصول تو دین هستن (همون احکام)که باید طبق دستور دین رعایت بشن و نمیشه هرکس روش خودشو داشته باشه.
اما تو انتخاب منش زندگی واقعا نمیشه واسه کسی خط تعیین کرد.همونطور که گفتی ممکنه یه آدم بی دین جایگاهش خیلی بالاتر از آدم ظاهرا دینداری باشه که قلب پاکی نداره...
گفتم خیلی وقت نیست که با اینجا آشنا شدم
پاسخ:
شوخی کردم:)
الهی بگردم ما اوج فعالیت معلم پرورشیمون این بود که سر صف میکروفون رو میگرفت و مرتبا میگفت صلوات ختم کنین مناسبتش رو ما متوجه نمیشدیم ولی با تقریب خوبی فکر کنم هرروز قبل رفتن به کلاس یه دور تسبیح رو صلوات میفرستادیم به عناوین مختلف !:) آخر های سال دیگه به زورمیکروفون رو ازشون میگرفتن :D
پاسخ:
وااای اینکه دیگه ویژگی همه شونه:D
من همیشه دلم میخواست سیاحت غرب رو ببینم!!!!چون میگفتن(دوستام و اگه اشتباه نکنم یکی از دبیران دینی )درباره ی اینه که هر گناه چقد عذاب داره و نمی دونم وحشتناکه و از این حرفا

پاسخ:
یه جور بازیسازی جهنمه...
بد نیست آدم مدام نتیجه ی کارهاش جلوی چشمش باشه اما بچه ی به اون سن واقعا درک درستی ازین مسائل نداره .
بنظرم اگه به ما یاد میدادن خدا بیشتر از اونکه حسابگر باشه بخشنده ست بیشتر علاقه مند میشدیم.
سلام خیلی کوتاه بگم همه حرفاتون درسته
. آموزش ضعیف فرهنگسازی ضعیف .
خانم دکتر شما روانپزشکی میخونید یا دانشجوی پزشکی دوره عمومی هستین؟ 
پاسخ:
سلام:)

مگه شما خواننده خاموش نبودین?پس باید همه چی رو بدونین دیگه:)
عمومی میخونم.
من بعنوان معلم این مملکت به صرلاحت و با اطمینان کامل میگم یکی از بزرگترین دسته این بیمارا مسولان و کارمندان آموزش پرورشن! و توقع دارن بچه بینوا ادب شه 
پاسخ:
خدا بهت صبر بده...
واقعا تو خیلی از موارد همینطوره!
سیاحت غرب تو این سن حتی آدم فیلمشو نبینه کتابشو بخونه، حتی با این سن! میترسه ! بعد فیلمش برای یچه ها!! :((
پاسخ:
بخدا یادم میاد دلم برا خودم میسوزه...حدود4_5بار بهمون نشونش دادن و مجبورمون کردن تا آخرش ببینیم!
واااای گلسا خوش به حالت که بخش روانی من خیلی روان دوس دارم. منتها بخش روان من اردیبهشت سال دیگست :(
جدا شما سیاحت غرب رو نگا میکردین؟ ما فقط یک دیقه اول این فیلما ساکت بودیم و بعدش انقد حرف میزدیم که نمیفهمیدیم چی شد :) همیشه دلم واسه معلم پرورشیا میسوخت خیلی تلاش میکردن جدی گرفته بشن ولی ما هیچوقت بهشون محل نمیدادیم :D
پاسخ:
هنوز نرفتیم بخش،تئوریش داره ارائه میشه البته به زودی میریم بخش:)
خیلی مبحث جذابیه!

واسه ما معلم مینشست کنارمون و مجبورمون میکرد نگاه کنیم...ماهم بچه بودیم دیگه انقدر تحت تاثیر قرار میگرفتیم و متحول میشیدیم که هیچی حالیمون نبود دیگه:/
یکی از چیزایی که بعضی مواقع فکرمو درگیر میکنه اینه چکار کنم 
که اگه یه روز بچه دار شدم چکار کنم بچم اینطوری بزرگ نشه و خیلی از افکار بدرد نخوری که از بچگی کردن تو ذهن من تو ذهن اون نکنند
پاسخ:
دقیقا!
بعضی کشورهای خارجی مدارس مذهبی و غیرمذهبی جدا هستن و خودت میتونی انتخاب کنی بره تو کدوم مدرسه و با چه سیستمی تربیت بشه...
آموزش مذهب خیلی خوبه اما به شرطی که اصولی و در راستای علاقه مند کردن بچه ها باشه نه ترسوندنشون!
چه قدر خوش شانس بودم که تو دوران تحصیلم چیزی به عنوان معاون و معلم پرورشی نداشتم! تو راهنمایی که چون فرزانگان بودیم مدیر حساس بود ساعت پرورشی مون رو تقویتی ریاضی گذاشته بود، دبیرستان هم که فقط اول دبیرستان پرورشی داشت معلمش همون اول سال تصادف کرد و نتونست بیاد نیرو هم نداشتن بذارن جاش😂
من چند چند جلو ترم از بقیه؟!!😂😁
پاسخ:
منم خیر سرم فرزانگان بودم اما همیشه (بجز پیش دانشگاهی)پرورشی داشتیم!

آره بابا توخیلی لاکچری بودی...
لایک به کامنت حسین... خیلی خندیدم
پاسخ:
کامنت ها رو هم میخونین?:)
وای سیاحت غرب. اصن یه تیکه از گذشته مثل فیلم اومد جلو چشم
پاسخ:
هشتگ تجربیات مشترک!!!
به امید اصلاح آموزش ..
پاسخ:
امیدی نمیذارن واسه آدم!!
۲۷ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۰۲ کوچه دوازدهم
اکثر معلم های پرورشی و مسئولای نماز مدرسه که یه چکاب روانی باید برن..
مغزشون فراتر از افکار کپک زده شون فکر نمی کنه
اینا همون کسایی ان که اگر یه ذره امید به اسلام هم داشته باشی ازش می ترسی و متنفر میشی!
پاسخ:
واقعا...
من تو دوران دبیرستان با کتابهای شریعتی آشنا شدم و نگاهم به دین عاشقانه شد اما تاثیرات مخرب معلم های پرورشی بازم میچربید!
آموزش توی مدارس ما ضعیفه! حتی اونی هم که یاد میدن نصفه نیمه س. مثلا یاد نمیدن که اختلاس درسته نه اختلاص! 😂
پاسخ:
ممنون کی گفتی.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">