گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس.
به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های این ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشه!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

بعدازظهر روزی که گذشت(گذشته ای نه چندان دور)

شنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۶، ۰۸:۵۴ ق.ظ

وسط درس خوندن دلم هوس آش رشته کرده بود...مامان گفته بود واست درست میکنم و من جواب داده بودم نه،نصف لذت آش رشته خوردن تو اینه که خودم درستش کرده باشم...

آشفته بازار روزهای قبل امتحان رو انداخته بودم پشت گوش و ایستاده بودم وسط آشپزخونه...سووووت دیگ لوبیا و نخود،قُل قُل سبزی و رشته های توی قابلمه و جیلیز و ویلیز سیر و پیازداغ مثل قشنگ ترین سمفونی دنیا نواخته میشد و من?...من چشامُ بسته بودم و تو خیالم رهبر باشکوه ترین اُرکست دنیا بودم....اُرکست لوبیا،نخود، سبزی و رشته!

۹۶/۰۶/۲۵
life around me

نظرات  (۴)

زنده باد مایسترو گلسا آشپز آشدوست :) 
پاسخ:
اوه مای گاد...تنک یو:)))
جوری تعریف کردین ادم میتونه حسش کنه :دی
ادم وقتی کاریو انجام میده که دوست داره 
دیگه کار نمیکنه تفریح میکنه
پاسخ:
آره واقعا همینطوره:))
نوش جوووونت 😘
پاسخ:
سپاس:))
هیچی مثه آش رشته یی ک مامانم میپزه و وسط شلوغی درس و زندگی میرسم خونه و قابلمه ی بزرگ رو روی اجاق میبینم حالمو جا نمیاره..اصلا خود زندگیه...
پاسخ:
حالا فک کن خودت همونو با عشق بپزی:)
گرچه کلا آش نطلبیده مُراده!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">