گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس.
به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های این ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشه!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

این منم.پزشک طرحی روستایی که اطرافم میبینین...!

سر صپی بساط نون و پنیر و مربا رو زدم زیر بغل و وسط صحرا,درمانگاه سیار راه انداختم...منشیم اون طرفتر زیر سایه ی درخت گیلاس نشسته و با دونه هاش گوشواره ی گیلاس درست میکنه ...اما همزمان حواسش هست کسی تو نوبت نزنه.یه خانوم بچه به بغل اون طرف تر خارج از کادر داره میاد سمتم(افتاده بود تو عکس اما چون ازش اجازه ی انتشار عکس رو نگرفته بودم کاتش کردم).

یکی دیگه از مریضا هم دختر دبیرستانی مهربونی بود که بعدا فهمیدم واسه جوش های صورتش اومده پیشم و  وقتی پرسیدم کی میاد ازم عکس بگیره؟داوطلب شد.

چند دقیقه بعد اینکه این عکس گرفته شد,من و اون خانوم بچه به بغل نشسته بودیم دور سفره,من واسش لقمه میگرفتم و اون از درد بچه ی کوچیکش میگفت...

چند ثانیه بعدش هم منشی صدا زد مریض بعدی!

۹۶/۰۶/۲۳
life around me

نظرات  (۱۶)

Hopefulجان واقعا کوچ میکنید اینجا؟؟ای جانم...عزیزم واسه ماهم مایه افتخاره ک ادمهای بااراده وسخت کوشی مث شما توشهرمون فعالیت کنن...اگ مشکلی یاسوالی درمورد شهرداشتی تو همین وبلاگ گلی بگو کمکی ازدستم براومد برات انجام بدم عزیزدلم..
دانشگاه گرگان نزدیک یکی ازجنگلهاس واسه همین بزرگ سرسبزه..وامیدوارم بعدا ک واسه استیجری وانترنی خواستی بیمارستان بری صیادشیرازی بیفتی چون باامکانات تر وبزرگتر وراحت تره...
واینکه اومدیداینجا حتما به ناهارخوران وجنگلهای ما سربزن عزیز دلم...ایشاالله ک توهمه زمینه های زندگیت موفق باشی وباخونوادت سالم وخوشبخت بمونید
پاسخ:
دختر بیا کامنتتُ بگیر باز:)
مررررسی شیرین جانم 😍😘 چه قدر خوشحالم که دارم با مردم خوش قلبی مثل شما همشهری میشم 😉 ما خانوادگی داریم به شهرتون کوچ میکنیم 😂
.
.
امیدوارم خدمت گذار خوبی برای سلامت شهرتون باشم...
پاسخ:
:)
Hopefulعزیزم تبریک فرااوون...امیدوارم توشهرمون بهت خوش بگذره....گرگان کوچیکه اماباصفاست عزیزمo (∩ ω ∩) o

پاسخ:
بیا تبریکتُ تحویل بگیر دختر:)
واااااااااای گلیییییییی 
پزشکی علوم پزشکی گرگان قبول شدم رفیق... باورت میشه؟! همونی که موقع درس خوندنم عکسش تو گوشیم بود و از ته دل خواسته بودمش!
 مرسی که تو این مدت مهربان تر از خواهر مرهم زخمهام بودی... 
زخم ها زد راه بر جانم ولی / درد عشق آورده تا کوی ات مرا/ خوب شد،دردم دواشد... 

پاسخ:
ببین منُ?باور کن بیشتر از خودت خوشحالم:)
موفق باشی عزیزم...حواست باشه خیلیا آرزوشونه الان جای تو باشن:)

+یادت نره حسابی درس بخونی...بترکون:)
+مرسی*_*
مرسی ز هردوتون.منم کف پامه رو انگشتم. یک ماه قطره زدم.ولی خوب نشده .ولی میترسم.کلا تحمل دردم کمه.به هر حال ممنون
پاسخ:
حتما همین الان اقدام کن کن،دردش فقط چند دقیقه ست...
یه مریض داشتیم ضایعه روی انگشت کوچیک پاش بود و انقدری دیر اومده بود که هی رشد کرده و بزرگ شده بود در نتیجه نیاز به مایع بیشتری داشت و طبیعتا دردش هم بیشتر بود.
این ضایعات،اگه سیستم ایمنی نتونه از بین ببردشون هی بزرگتر میشن.
خواهش میکنم:)
من هلاک اون بطری شدم و لاغیر:)))
پاسخ:
من به اون خوشگلی،شیفته ی بطری شدی?
واقعا که:/
با اجازه‌ی خانوم دکتر
@نگار
من این کار رو انجام دادم البته بدون بی‌حسی. کف پا و نزدیک به انگشتام هم بود. هم زمان انجامش و هم تا یکی دو ساعت بعد که پام رو میذاشتم زمین، کمی درد داشت ولی غیر قابل تحمل نبود یعنی منی که از آمپول فراری‌ام تونستم خویشتنداری کنم! :)
پاسخ:
صاحب اجازه هستین:)
آفرین که حرف گوش میدی دخترم:دی
ایشالا دکتر مهربونی بشی . ازونا نشی که به مریض و یا هر نوع بشر از بالا نگا میکنن. بابا بزرگ من میگفت دکتر که خودشو با مریض ببینه دستش شفا میشه  :)
پاسخ:
:))

والا ما که هرچی دیدیم مریضایی بودن که تو روی دکتر میگفتن تو هیچی حالیت نیست،نوه عمه ی خاله ام میگفت اونجوری کنی بهتره:))

ممنونم،انشالله:)
سلام خیلی وقته وبلاگت رو میخونم،یک خواننده خاموش،این پست رو گذاشتی یاد آرزوهای برباد رفته ام در طرح افتادم،امیدوارم واسه ی شما محقق بشن
پاسخ:
سلام:)
خوشبختم:)

البته این طرحی که من وصف کردم کجا و طرح واقعی کجا...واقعا دلم نمیخواد تجربه اش کنم...
:(
سلام 
منم میخوام دکتر شم پس:دی
پاسخ:
این پست فقط جنبه ی سفید نمایی داشت:)
سلام کلسا جان میشه بگی آیا فریز کردن زگیل درد داره؟ و اکر بیحس میکنن چطوریه؟ با امپوله؟
پاسخ:
سلام:)من انجام ندادم اما موقع انجامش بالاسر مریض بودم.
اکثرا بیحس نمیکنن،مگراینکه جای خاصی باشه(با تزریق لیدوکائین...ولی آمپولش هیچ دردی نداره چون با سرنگ انسولین خیلی نازک تزریق میشه)
اما خود فریز کردن در واقع یه ماده با دمای فوق العاده پایینه(فکر کنم منفی160درجه) و مثل این میمونه که یخ بذارن رو پوست(ولی خیلی سردتره)...یه حسی متفاوت از درد ایجاد میکنه و بلافاصه هم ازبین میره.
سلام.
گلساخانم شما اطلاع دارید که کشیک های دوران انترنی چند ساعت و چند تا در ماه است؟الان که استاجر هستید هم کشیک دارید؟
پاسخ:
سلام:)
کشیک ها24ساعت هستن اما بالای30ساعت طول میکشن.
یعنی از7صبح امروز تا7صبح روز بعد ادامه دارن منتها روز بعد،شما بعد تحویل کشیک حق نداری بری خونه و باید تاساعت2بعدازظهر که قانون بخش هست،بمونی و همراه اساتید و باقی دانشجوها مریض های بستری رو راند کنی.
کشیک های استاجری ما4_6ساعت بودن و اورژانس12ساعتی بود.
تعداد روزهای کشیک بستگی داره به اینکه چند نفری وارد یه بخش بشین خب طبیعیه هرچی تعداد اینترنها کمتر باشه،تند تند نوبت شون میشه.

اوه عکسش فوقالعاده عالیه :)  *_*

و فانتزیش هم قشنگتر

پاسخ:
منم خیلی دوسش دارم...یه به تخمم خاصی توشه:)
لباسه مشکل منشوری داره. نگیرنت پزشک دهکده
پاسخ:
نه نه،اونجا دیگه زمانیه که زنها کودتا کردن و حجاب آزاد شده...
چطور کفش نپوشیدید؟
پاسخ:
درشون آوردم،تو عکس نیفتادن...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">