گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس.
به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های این ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشه!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

کلیشه معکوس!

دوشنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۶، ۰۹:۳۳ ب.ظ

یه کمپین به اسم"کلیشه برعکس" توی توییتر راه افتاده که بنظرم تلنگر خیلی هوشمندانه ای به جریان زنان/مردان علیه زنان/مردان هست...اومدم ازش بنویسم که نگاهم افتاد به پدر و مادرم.بنظرم تجربه ی من از زندگی با زوجی که شاید جامعه اونا رو عجیب و غریب بدونه اما کاملا نرمال هستن،باعث شده بیشتر متوجه کلیشه های جنسی اطرافم بشم...زندگی با یک پدر فوق العاده احساسی که با یادآوری کوچکترین خاطرات کودکی من بلافاصله اشک میریزه چیز عجیب و غریبی نیست!!!پدری که بعد فوت مادرش تا یک سال تمام با یادآوری این غم اشک میریخت...پدری که استعداد اقتصادی بالایی نداره و نتیجه ی بدست گرفتن دخل و خرج خانواده میشد کلی بدهکاری!...پدری مهربون و احساسی!...و زندگی با مادری که هرگز اشک هاشُ بهمون نشون نداده.زنی که بعد فوت پدر و مادرش حتی یک بار هم با چشم نمناک دیده نشد...زنی که تمام امور اقتصادی خونه رو میچرخونه و اونقدری موفق عمل کرده که علاوه بر گذران معمول زندگی،همیشه بتونیم پس انداز هم داشته باشیم!

قوانین ریاضی که سالها روشون کار شده با یه مثال معکوس،نقض میشن دیگه این حرفای خاله زنکی که جای خود دارن!

پس من همینجا قانون نانوشته ی "مردا که گریه نمیکنن" و "زنها چی از اقتصاد سرشون میشه?" و "چون زنها احساسی هستن نمیتونن فلان پُست رو داشته باشن" و غیره رو با رونمایی از پدر و مادرم به عنوان دوتا مثال معکوس، نقض میکنم!...دیگه باقیش با شما....!

۹۶/۰۶/۱۳
life around me

نظرات  (۴)

قوانین اجتماعی مطلق نیستند.کما این که قوانین علوم طبیعی.ولی تصمیم گیری بر مبنای استثناها نیست و رو قاعده کلیه و غیر از این هم نمی تونه باشه.
ممکنه بتونید مردی رو پیدا کنید که عاشق رنگای شاد برای لباس و کیف و کفشش باشه و این مسلما غیر ممکن نیست با این وجود همه تو همه جای دنیا برای لباس یه خانم رنگای شاد و برای لباس یه آقا رنگای تیره تر و سنگین تر رو انتخاب می کنن.
همین مثال در مورد خیلی چیزای دیگه هم برقراره.
پاسخ:
متاسفانه خیلی از موارد مطلق عمل میکنن.
مثلا میگن زنها حق قاضی شدن ندارن(حالا بجز قاضی خانواده)چون احساسات بهشون غلبه میکنه.این یه قضاوت جنسی مطلق و اشتباهه چون یکسری خانم غیراحساسی و یکسری آقای احساسی هم داریم.پس بجای غربالگری جنسی،باید غربالگری احساسی کنن و بگن ما"انسانهای"غیراحساسی رو انتخاب میکنیم که صلاحیت قضاوت داشته باشن.

یا میگن اجازه ی پدر برای ازدواج دختر لازمه ولی پسر نه.چون دخترها احساسی ان...درصورتی که یکسری دخترا میتونن مستقلا تصمیمات بسیار عقلانی بگیرن و از طرفی بعضی آقایون تو این زمینه ضعیف عمل کردن(مثل پسر یکی از اقوام ما که تحصیلات بالا،چهره ی زیبا و جایگاه اجتماعی بالایی داره اما با دختری ازدواج کرد که هرکس از بیرون نگاه میکرد متوجه میشد این ازدواج سرانجامی نداره اما علی رغم مخالفت والدینش ازدواج کرده و مدتی بعد طلاق گرفت...بعد طلاق به والدینش گفته بود عشق کورم کرده بود.کاش شما نذاشته بودین)
در این موارد(و خیلی موارد دیگه) حتی یک مثال نقض،باطل کننده ست.

قضاوت براساس کلیات(مثلا بگیم عمده ی زنها احساسی ان پس نمیتونن قاضی بشن)باعث لطمه به سرنوشت استثناها میشن...این غلطه،غلطه!
همه ی مردا همین جوری هستن،من مردی ندیدم که بتونه از پس حساب کتابای خونه بربیاد! افرین به این مامان.احساساتی بودن گاهی باعث میشه ادم نتونه از حق خودش دفاع کنه.منم دوست داشتم مثل سنگ سخت و محکم بودم ولی متاسفانه کاااملا برعکسم
پاسخ:
ببین نمیشه مطلق قضاوت کرد...من دوستانی دارم که دخل و خرج دست پدرشونه و کارشون هم خوب بود انصافا.
این مطلق گویی ها همیشه لطمه میزنه.

بنظرم هر جفتش خوبه.هم منطقی و هم احساسی بودن...خوشبحال کسایی که هرجفتش رو باهم دارن:)
۱۴ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۰۷ میرزاده خاتون
خدا حفظشون کنه :)
پاسخ:
مرسی عزیزم:)

+الان شما و همسرتون هم تبدیل شدین به همون پدر و مادری که آدم باید بگه خداحفظتون کنه واسه بچه تون و این حرفا:)))
اداره اقتصادی خونه ما هم با مامانمه:)) پدر زیادی پول خرج میکنه!:) 
پاسخ:
آره بابای منم اصلا زمینه ذهنی از دخل و خرج نداره انگار و همینجوری پول خرج میکنه و وقتی متوجه میشه که دیگه کاری نمیشه کرد:))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">