گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس.
به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های این ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشه!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

همین دیگه!

سه شنبه, ۳ مرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۴۶ ب.ظ

خانوم آشنایی رو بعد شش سال دیدم و بهش گفتم خدای من،روزی که میرفتی یه دونه بچه داشتی و الان شدن سه تا،باور نمیکنم این جوجه ها هم بچه های تو باشن...گفت آره دیگه اولی و دومی که دختر شدن دیگه "مجبور شدم" بذارم سومی هم بیاد که شکر خدا پسر شد...بعد تندی خداحافظی کرد و گفت عجله داره چون میره به مناسبت روز دختر برای جفت دختراش هدیه بخره...........هیچی دیگه فقط خواستم بگم لطفا قبل تبریک گفتن این روز فقط چند ثانیه این صحنه رو به خاطر بیارین و بعد سکوت کنین!!

۹۶/۰۵/۰۳
life around me