گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس.
به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های این ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشه!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

ملانیا نباشیم,میشل باشیم!

سه شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۷:۵۴ ب.ظ

|متن زیر از صارمه افضلی,فعال حقوق زنان|.مهارت های افغانستان(وزارت معارف افغانستان)

روزی که اوباما رئیس جمهور شد,هجو نویسان آمریکایی نتوانستند به آسانی میشل سیاه پوست را به عنوان بانوی اول زیر تیغ نقد گیرند.

میشل درس خوانده مکتب حقوق هاروارد,نویسنده ی مطرح و موفق و فعال حقوق اجتماعی بود.درکنار هنرهای فوق از لحاظ موقعیت شغلی و مالی نسبت به همسرش پیش از رئیس جمهوری در جایگاه ممتاز تری قرار داشت.

نزارپرستان آمریکایی_درچند مورد محدود_اگر او را مورد نقد قرار میدادند یا به دلیل تکراری پوشیدن لباس هایش در محافل مختلف بود و یا هم رنگ پوستش,ورنه وی از هر لحاظ بانویی متشخص بود.

بانوی اول امروز امریکا,ملانیا ترامپ با وجود زیبایی و ظرافت اندام و کلکسیون جواهراتش,به دلایلی چون ابهام در سند تحصیلی,مدلینگ بودن و یا ابهام در ثروت شخصی اش(کلکسیون جواهراتش),انفعالی بودنش در اجتماع,مقبولیت و محبوبیتی نداشته است.و رسانه ها پیگیر, و منتقد موارد فوق در کنار اکت های نمایشی و مقلدانه وی از میشل هستند.

نتیجه اینکه حتی در ابرکشوری مانند آمریکا ملاک ها و معیارهای تشخص زنان بسیار مهم است.دانش,موقعیت شغلی,فعالیت اجتماعی,تشبثات شخصی,همسر و مادر و دختر خوب بودن,داشتن یک هنر و ذوق فردی ملاک است.و اینها زن را متمایز و متشخص و قابل احترام میسازد.

در افغانستان موارد فوق به دلایلی برای زن موجود نبوده و همین باعث عقب ماندگی کتله بزرگی از زنان شده.اما تاثیرات فرهنگی غرب به حدی زیاد است که کم کم در جامعه ی ما هم ارزش های بالا در کنار ارزش های دیگر دینی و معنوی جا می افتد.

تجمل گرایی,زرپرستی,بی سوادی و تنبلی و کم شعوری اجتماعی زنان جایگاهش را از دست خواهد داد.کم کم از لاک ناقص العقلی بیرون خواهند شد و دیگر زنان تنها افتخار بودن همسر فلانی را یدک نخواهند کشید.زنان دیگر مست خرج کردن بسته های پول توجیبی شوهر نخواهند بود.زنان دیگر عمرشان را به خانه نشینی و خاله بازی نخواهند گذراند.

زنان استقلالیت مالی,فکری و کنشی پیدا خواهند کرد.اینجا هم ملاک ها و معیارات تغییر میکند. پس باید پس نمانیم حتی اگر ملانیا هم باشیم,بی دانشی و تجمل گرایی,شعور اجتماعی و پیشینه مبهم و غرور کاذبمان را روزی صدبار به رخمان خواهند کشید و تشت رسوایی مان از بام خواهد افتاد.حتی اگر زیباترین ها باشیم همه چیز خسته کننده خواهد شد و زنان هوشمند ما را مانند قاعده داروین به حاشیه خواهند کشاند.

+کتابدونی به روز شد!

۹۵/۱۱/۱۹
life around me

نظرات  (۶)

چه متن قشنگی ... از یه قسمت هاییش اسکرین گرفتم
پاسخ:
متن خیلی تأمل برانگیزی بود واقعا...
حساس ک نیستم گلی :))
قربانت :)
پاسخ:
این تیکه کلام میکوله:))
چون فک میکنم نه نویسنده ی خوبی ام و نه یه بلاگر خوب..اکثرا روزمرگی هامو مینویسم ک فک نمیکنم برا کسی جالب باشه..و اینکه وقتی وب کسیو میخونم و کامنت میذارم بعد یه مدت اون شخص هم یه جورایی احساس میکنه باید یه سری هم ب وب من بزنه یا دنبال کنه..دوس ندارم کسی ب رسم رفاقت مجازی بخونتم :))
و اینکه دوستای مشترک زیادی داریم ک منو از وبلاگ قبلیم میشناسن و اینجا رو میخونن و دوس ندارم وبم لو بره :)
خلاصه بیخیال :دی
پاسخ:
باشه دوشواری نداریم که:)))
حساس نشو;)
عنوانش خیلی جذاب بود! متنش اما نه! شاید انگیزشی بود برای کسایی که در ها رو بسته میبینن ولی با کمال احترام به نگارنده برای من بی معنی بود
پاسخ:
خب برداشت که آزاده
با اجازه میذارمش تو پیوندای روزانه م :)
پاسخ:
:))
چرا آدرس وبتُ نمیذاری تو کامنتت?
این پستت خیلی ب دلم نشست گلسا، خیلیییی گلی ^.^
پاسخ:
البته باید یه خسته نباشید به نویسنده اش بگیم:))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">