گوشواره های گیلاس

گوشواره های گیلاس

پدر و مادرم نطفه ام را در بامداد یک روز پاییزی،زیر درخت گیلاس نوپایی بستند و نه ماه بعد،از آن نطفه دختری زاده شد با چشم هایی به طعم گیلاس.
به رنگ تابستان و به عطر آفتاب.
رهگذر عزیز?بپا میان هیاهو و آشفتگی های این ذهن تبدارم،قهوه ات سرد نشه!

................................
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها:
http://goo.gl/vFR4ly
................................
در اینستاگرام پیجی به این اسم و آدرس ندارم.

 

اگر صاحب پسری شوم

به او یاد خواهم داد

چطور در مدرسه از حق و حقوقش دفاع کند.

چگونه نظر دختر دلخواه اش را جلب کند.

چطور با یک خانم محترمانه صحبت کند.

چگونه صورت نحیف نوجوانی اش را اصلاح کند.

روزهای دانشجویی با املت و نیمرو زنده بماند.

دلتنگی پادگان را تحمل کند.

از شانه ی خود سرزمینی امن برای همسرش بسازد.


اما اگر صاحب دختری شوم

برای پوشک پنهان شده

زیر دامن کوتاه صورتی اش

خواهم مرد...خواهم مرد...خواهم مرد.


این متن رو آقای دکتر نون,در روز آخر روتیشنی که باهاش بودیم برامون خوند.کسی که قطعا نگاهش به بچه ها منو هزار برابر بیشتر عاشق اطفال کرد.

تصور کنید مردی که حدود یک متر و نود و هفت سانت قد داره و ریش و سیبیل,سالهاست که در این رشته طبابت میکنه و دیدن بچه ها براش تازگی نداره اما برای هر مریضش شکلک در میاره و با شیرین کاری هر بچه ای از خنده روده بر میشه و با هیجان مارو صدا میکنه که بیااااین ببینین طه چیکار میکنه؟

کسی که مریضهای همیشگیش رو هم به اسم و هم به چهره میشناسه و عجیب ترین اتفاق روزی افتاد که مدت زیادی نی نی رو معاینه کرد و تمام مدت بچه آروم بود و به دکتر خیره شده بود.دکتر گفت حالت چشماش برام آشناست.رو کرد به مادر بچه و گفت خانوم شما بچه ای به فلان اسم رو میشناسی؟

گفت خواهر زاده مه.بعد مردی به اون سن و سال لبخندی به پهنای صورت میزد و میگفت دیدین؟از رو چشاش شناختمش.دخترخاله اش هم مریض خودمه و چشاش دقیقا این شکلیه!!!

قطعا حسرت این دو هفته ای رو میخورم که با این اتند بودیم و فراوون ازش یاد گرفتیم.سرش سلامت.

۹۵/۰۷/۱۶
life around me

نظرات  (۵)

وایییییی وایبییییییی
ذوق مرگ شدممم:)

از معیار های همسر آینده ام احتمالا متخصص اطفال بودن رو هم اضافه کنم :دیی
پاسخ:
خواستی ما رزیدنت داریم،بهت معرفی میکنم:))
۱۷ مهر ۹۵ ، ۱۱:۴۸ مینا بهین
وای چه خوب بوده،به به
پاسخ:
بهترین استادمون بود:)
۱۷ مهر ۹۵ ، ۱۱:۴۷ گیسو کمند

وااااایییییی من عاشق این عکس بچه شدم چقدر مامانیه...

و همچنین عاشق متن آقای نون معلومه چقدر دختر دوست داره

پاسخ:
آره:)
و همچنین عاشق خود دکتر نون:)
خودش یه دونه دختر داره.
چه دکتر لارجی بجاش بعضی دکترا برج زهر مار وای وای نمیتونی دردت رو بهشون بگی حتی ....
پاسخ:
اطفالا همه شون خوبن:)
واو!
عجب انسانی!
پاسخ:
خوردنی:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">